الشيخ رسول جعفريان وديگران
12
نقد و بررسى منابع سيره نبوى (فارسى)
مؤاخات ميان پيامبر ( ص ) و على ( ع ) مورد 13 : ابن اسحاق در رخداد مؤاخات و پيمان برادرى ، خبر عقد برادرى ميان پيامبر ( ص ) با امام على ( ع ) را آورده است : « . . . ثم أخذ بيد علىّ بن ابى طالب فقال : هذا أخي . فكان رسول الله ( ص ) سيد المرسلين ، و امام المتّقين و رسول ربّ العالمين الذي ليس له خطير و لا نظير من العباد و على بن ابى طالب رضى الله عنه اخوين » ( 1 / 505 ) . نام گذارى على ( ع ) به « ابو تراب » مورد 14 : ابن اسحاق خبرى دربارهء وجه نامگذارى امام على ( ع ) به « ابو تراب » آورده ، كه آن خبر چنين است : عمار مىگويد : در غزوة العشيره با على بوديم ، وقتى رسول خدا ( ص ) آمد و در آنجا اقامت گزيد ، گروهى از بنى مدلج را در نخلستانشان ديديم . على به من گفت : مىآيى تا نزد اين گروه برويم و ببينيم چه مىكنند ؟ گفتم : برويم . نزد آنها رفتيم و ساعتى بعد همان جا خوابمان برد . در حالى كه روى خاكهاى نرم و ميان نخلهاى كوچك غرق خواب بوديم ، رسول خدا ( ص ) صدايمان كرد . ما هر دو خاك آلود بوديم كه در اين هنگام پيامبر ( ص ) خطاب به على فرمود : « ما لك يا ابا تراب ! » چون خاك روى ايشان نشسته بود . پس پيامبر فرمود : آيا دو مرد را كه شقىترين مردمان هستند به شما بشناسانم ؟ گفتيم : آرى . حضرت فرمود : « آن كه شتر صالح را پى كرد و اى على ! آن كس كه به پيشانى تو ضربت خواهد زد . » رسول خدا ( ص ) در اين هنگام دست خود را روى پيشانى على ( ع ) گذاشته بود . ابن اسحاق به دنبال اين نقل ، كه آن را اول آورده و طبعا درست دانسته ، روايت ديگرى از « بعض اهل العلم » آورده كه نامگذارى امام به ابو تراب ، بدان سبب بوده كه وقتى على ( ع ) از دست فاطمه ناراحت مىشد ، چيزى كه وى را ناراحت كند نمىگفت و تنها مشتى خاك بر سر مىگذاشت . زمانى كه پيامبر ( ص ) وى را در اين حال مىديد ، متوجه ناراحتى او از فاطمه ( س ) شده و مىفرمود : « ما لك يا ابا تراب » ( 1 / 599 - 600 ) . امام على ( ع ) در بدر مورد 15 : ابن اسحاق دربارهء رايت رسول خدا ( ص ) در جنگ بدر مىنويسد : دو پرچم سياه در برابر آن حضرت بود : يكى با نام « عقاب » در دست امام على ( ع ) و ديگرى در دست يكى از انصار . پيامبر ( ص ) هفتاد شتر داشت كه با امام على ( ع ) و مرثد بن ابى مرثد